جعفر شهرى باف

160

طهران قديم ( فارسى )

سال سام - سال وبايى سال وبايى يكى از سالهاى هولناكى بود كه تا اين اواخر ، ماده تاريخ زمان خود به حساب مىآمد كه هر كس در معرض تعرض آن قرار مىگرفت ، دچار بيمارى و با مىشده در كمتر از دو ساعت با بالا و پايين ( قى و اسهال ) و عطش و قلب‌گرفتگى و كندى نبض و كبود شدن لبها و قطع پول و التهاب تلف شده بود . مرگ و مير اين سال به جايى مىرسد كه نعش‌ها را در كنار كوچه و بازار ، چپ و راست ، هيزم‌وار بر روى هم دسته كرده با گارى حمل مىكنند و مردم با همه خير انديشى و ثواب‌خواهى آن روز كه از عقايدشان بوده و وظيفهء هر فرد مكلف مىدانستند كه بايد تا هفت تن مسلمان را شسته به خاك بسپرد ، باز از كفن و دفن آنها عاجز مىمانند و سالى ديگر در زمان احمد شاه ، كه مردهء يكى هفت قران ، را بلديه بابت كفن و دفنشان دوازده هزار تومان به كنتراتچى گورستان بدهكار مىشود ! اكثرا اين بادها از جهت خاكروبه‌هايى كه از شهر در بيابانها پراكنده مىشد و حيواناتى را كه مرده بيرون مىانداخته ، يا خر و اسب را كه جهت پوستشان پس از كندن آن رها ميساختند و بيرون كردن بيماران خطرناك ، كه در اطراف و خرابه زاغه‌هاى خارج شهر زندگى مىكردند بود كه مسموم شده مردم را مبتلا ميگردانيد ؛ مخصوصا كه خود شهر نيز از هر نظافت و پاكيزگى عارى بوده معابرش آلوده به خاك و بامهاى خانه‌هايش كاهگلى و پليدى و كثافاتش در معابر و نهرها و زير دست و پا ريخته مىشد ، همراه آبهايى كه با نجاسات و بيماريهايشان كه مردم همه چيز خود منجمله مردگان را در جويهاى آب مشروب مىشستند ممزوج ميگرديد . حاشيهء اين مبحث آنكه طبيب و دارويى نيز در اختيار نبود و تنها علاج اين مرض دود كردن بخورات خوشبو امثال عود و عنبر و مصطكى در خانه‌ها و خوردن خنكىها مانند هندوانه و ليمو و آب ليمو ترش كه البته آن نيز شامل حال دولتمندان ميگرديد كه در وباى مورد ذكر هندوانهء يك من سه چهار شاهى « 46 » به سه چهار تومان ، « 47 » و آب ليموى يك من سه قران « 48 » به چاركى « 49 » بيست تومان رسيده بود

--> ( 46 ) . هر شاهى باربر يك بيستم ريال . ( 47 ) . هر تومان مساوى ده ريال . ( 48 ) . هر من معادل 3 كيلو . ( 49 ) . هر چارك 750 گرم .